ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
486
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
آورد ، يعنى تنها مركز فرهنگ قديم عربى نماند ، بلكه از تأثيرات نو استقبال كرد و گهگاه گهوارهء جنبشهاى تازهء ادبى بود . در اين مورد بايد بگوييم كه سالها پيش از سفر حاجى خليفه ، پوكوك و گوليوس ، دو خاورشناس بنيانگذار عربشناسى اروپا ، مدتهاى دراز در حلب اقامت داشتند . از مجموعهء كتابهاى خطّى شخص اخير كه در ليدن هست معلوم مىشود كه قسمت اعظم آن را در حلب فراهم كرده است . و نيز به ياد مىآوريم كه بيست سال پس از حاجى خليفه ، بطرك ماكاريوس انطاكى به آهنگ سرزمينهاى دور مسكوى از حلب درآمد . وى از محيطى ديگر بود ، امّا چندانكه مىتوانست كوشيد تا علاقه به فرهنگ را ميان هموطنان عرب و مسيحى خويش بيدار كند . يك قرن پس از آن جرمان فرحات كه از نيروهاى محرك جنبش ادبى عرب در قرن نوزدهم به شمار است در آنجا مىزيست . حلب همچنان تا به قرن نوزدهم اهميت خود را به عنوان يك مركز فرهنگى حفظ كرده بود . جالب آنكه بهترين نسخههاى خطّى روسو كه زينت مؤسّسهء مطالعات شرقى وابسته به آكادمى علوم شوروى است از حلب آمده است ؛ بلكه در دوران هامر ، در استانبول اين شهر را مناسبترين محل تعليم زبان و ادب عربى و حتّى فارسى مىشمردند . 78 بنا بر اين عجب نيست اگر در قرن هفدهم فراوانى نسخههاى خطّى كسى مانند حاجى خليفه را به حيرت بيندازد ، و بعيد نيست كه مهاجران اروپايى مقيم آنجا وى را از مؤلّفات اروپايى در زمينهء جغرافيا - كه در فعاليّت علمى وى نقش مؤثر داشت - مطلع كرده باشند . مايههاى علمى استانبول نيز كمتر از حلب در او مؤثر نبود ، زيرا اين شهر چنان كه ديديم از آغاز قرن شانزدهم بازار پرمايهء مؤلّفات عربى بود . در قبال اين دو مركز بزرگ ، نقش مراكز ديگر كم است بخصوص كه به احتمال قوى ، مدت اقامت وى در آنجاها كوتاه بوده است . ولى از دلايل مختلف معلوم مىشود كه حاجى خليفه هر كجا مىرفته با دانشوران محل تماس مىگرفته و مىكوشيده تا از نسخههاى خطّى مطلع شود و پيوسته تا آخرين روزهاى زندگى براى تكميل مطالب خود كوشش مىكرده است . كار تأليف كتاب خيلى كند پيش رفت . جلد اوّل پس از پانزده سال ، يعنى به سال 1653 / 1064 ه . كامل شد . 79 ظاهرا كتاب تا هنگام مرگ مؤلّف ، چون ديگر مؤلّفات مشابه آن ، شكل قطعى نگرفت ، و گاه و بىگاه در متن اصلى به جاى سپيد برمىخوريم . ولى كتاب تنها يك مرجع كتابشناسى نيست ، بلكه گزارشى جامع از علوم نيز به دست مىدهد نه به سبك فرهنگنامههاى بزرگ دوران مماليك ، بلكه به سبك مراجع مختصرى كه مؤلّف در ميان آن مقامى معتبر دارد ؛ مراجعى كه سلسلهاى كهنسال را تكميل مىكند كه البتّه وى آخرين آنها نيست . مقدّمهء كتاب انديشهاى از هدفها و ارزش و منابع آن به دست مىدهد و از